دارالقران حاملان نور
  
 وبلاگ دارالقران حاملان نور تبریز
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
 
یکشنبه 27 مرداد ماه سال 1387
دعای امام عصر(عج) برای دیگران


دعای امام عصر (عج) برای کسی که برای فرج و یاری آن حضرت دعا کند

نویسنده "مکیال المکارم" می گوید : از جمله اثرات دعا برای مولای ما حضرت مهدی اروحناه فدا آن است ، که دعای آن بزرگوار شامل حال کسی می شود که برای آن حضرت دعا کند. دلیل این مطلب آن است که علاوه بر این که ایشان بیش از هر کس نسبت به سپاسگزاری از کسی که به وی نیکی و احسان کند ، اهتمام دارند ، در دعای حجاب خود که در کتاب "مهج الدعوات" آمده است ؛ پس از دعا برای تعجیل فرج فرموده است :

... هر کسی را که برای پیروزی آیین تو از من پیروی می نماید ، تایید فرما و در راه خودت از مجاهدین و جهادکنندگان قرار بده و بر کسانی که سوء قصدی نسبت به من و ایشان کرده اند ، یاری فرما .. .

بدون شک ، دعا برای آن حضرت و تعجیل در فرج با کفایتش ، نوعی پیروی و یاری کردن آن بزرگوار است ؛ زیرا یکی از نمونه های یاری دین و ایمان و یاری امام زمان اروحناه فدا ، یاری کردن زبانی است ، و دعا برای آن حضرت از اقسام یاری کردن زبانی به حساب می آید و این چیزی نیست که بر کسی پنهان باشد.

همچنین بیان علی بن ابراهیم قمی در تفسیرش ، گفتار ما را تایید می کند. ایشان در تفسیر آیه شریفه " اگر به شما احترام شد ، شما نیز بهتر از آن یا به همان شکل ادای احترام را پاسخ دهید. " (نساء 86) ؛ فرموده است : منظور از تحیّت ، سلام و موارد دیگری از کارهای نیک است ، زیرا که دعا از برترین نوع احسان و نیکی است. بنابراین هنگامی که بنده مومن برای مولایش امام عصر (اروحناه فداه) دعا کند ، و این کار را خالصانه انجام دهد ، مولای بزرگوارش نیز در پاداش او دعایی خالص برای او خواهد کرد. بدیهی است ، دعای امام زمان (عج) برای شخص ، کلید تمام خیرات و خوبی ها ، و نابود کننده همه بدی ها است.

گواهی و تایید این گفتار ، سخن مرحوم قطب راوندی در کتاب "خرائج" است ؛ وی می گوید :

گروهی از اهل اصفهان - که از جمله ایشان ابوالعبّاس احمد بن نصر ، و ابوجعفر محمد بن علویه هستند - برایم بازگو کردند که مردی به نام عبدالرحمان در اصفهان بود و از شیعیان به حساب می آمد.

از او پرسیده شد که به چه دلیل تو از بین تمام مردم روزگار خود ، امام هادی (ع) را انتخاب کرده و او را امام و پیشوای خود قرار دادی ؟!

وی گفته است : چیزی را مشاهده کردم که برایم واجب شده است تا او را امام خود بدانم. من مردی فقیر و بی چیز بودم ، ولی زبانی گویا داشتم و پر جرأت بودم. در یکی از سال ها مردم اصفهان مرا از شهر بیرون کردند ؛ من نیز به همراه عده ایی برای شکایت و دادخواهی به دیار متوکل عباسی (حاکم وقت) می رفتند ، به راه افتادم ؛ تا آنکه به قصر حکومتی او رسیدیم . در این هنگام ، دستور احضار امام هادی (علیه السلام) را صادر کرد.

از بعضی از حاضران پرسیدم : این مردی که دستور احضارش را داده اند ، کیست ؟

گفتند : او یکی از فرزندان علی (علیه السلام) است که شیعیان او را امام و پیشوای خود می دانند. و من حتم دارم که متوکل او را برای کشتن احضار کرده است.

من گفتم : من از اینجا نمی روم تا ببینم او چگونه مردی است !

پس از مدتی آن حضرت را در حالی که سوار بر اسب بود مشاهده کردم ، مردم در سمت راست و چپ آن حضرت صف کشیده بودند و به سویش می نگریستند. با دیدن او ، محبت و دوستیش در قلبم قرار گرفت و برای او در درون خود مشغول دعا شدم تا خداوند او را از شر ّ متوکل (لعین) در امام بدارد.

آن بزرگوار نگاهش را به یال اسب دوخته بود و از بین مردم حرکت می کرد ، و به راست و چپ خود نیز نگاه نمی کرد. من نیز در درون پیوسته برای او دعا می کردم.

هنگامی که خواست از کنار من عبور کند ، رو به من کرد و فرمود :

خداوند ، دعایت را اجابت فرماید ، عمرت را طولانی و دارایی و فرزندانت را بسیار گرداند.

آنگاه من از شکوه و هیبت او بر خود لرزیدم و بین دوستانم افتادم ، پرسیدند : چه اتفاقی برایت افتاده است ؟

گفتم : خوبم (وای هیچ چیزی در مورد آن جریان به هیچ کس نگفتم)

پس از این جریان به اصفهان بازگشتیم و به واسطه دعای آن بزرگوار ، خداوند نیز راه های درآمد را به رویم گشود ، به گونه ایی که در حال حاضر هزار هزار درهم ارزش خانه و اموال درون خانه ام می باشد و بیرون از منزلم نیز ثروت و دارایی دارم.

ده فرزند نصیبم شده و پیش از هفتاد سال از عمرم می گذرد. من ، این مرد بزرگوار را به عنوان پیشوای خود برگزیدم و او را امام خود می دانم ، چرا که او چیزی را که در خاطر من می گذشت ، متوجه شد و برایم دعا کرد ، و خداوند نیز دعایش را در حقم مستجاب فرمود.

عرض می کنم : ای خردمند ، با دقت اندیشه کن و ببین چگونه مولای ما امام هادی (علیه السلام) ، پاداش دعا و احسان این مرد اصفهانی را داد و آن گونه برایش فرمود ! با این که وقتی آن شخص برای امام (علیه السلام) دعا کرد ، هنوز جزو پیروان امام (علیه السلام) نبود. آیا با وجود این جریان ، می توانی گمان کنی در مورد امام عصر و مولایمان حضرت مهدی (عج) با اینکه تو از شیعیان او هستی ، که اگر دعایش کنی ، او در مقابل برای تو دعای خیر نمی کند ؟

نه ! به خدایی که جن و بشر را آفرید ، چنین نیست ، بلکه آن حضرت - اگر چه مومنان نسبت به این جهت بی توجهی می کنند - برای مومنان و شیعیانش دعا می کند ، زیرا تمام احسان ها و نیکی ها از ناحیه آن حضرت است.

از جمله اموری که تاکید بر مدّعای ما می نماید این است که یکی از برادران شایسته و بزرگوارم به من گفت که در عالم رویا حضرت مهدی (عج) را ملاقات کرده و آن حضرت به او فرموده اند :

من حتما برای هر مومنی که در مجلس عزا ، بعد از یاد مصیبت های سیدالشهدا (علیه السلام) برایم دعا کند ، دعا می کنم.

از خداوند درخواست توفیق دعا برای آن حضرت را داریم ، همانا او شنوای داناست. (مکیال المکارم 333/1)

توضیحات سایت :شاید شما با خواندن این متن ، به دعا کردن برای مولای خود ترغیب شوید ، تا هم دعایی برای ظهور ایشان کرده باشید و هم گره از مشکلات خود بگشاید ، اما ممکن است بعد از مدتی دعاکردن ، نتیجه ایی در حل مشکلات خود نیابید !

نکته فراموش شده چیست ؟ نکته فراموش شده این است که شما در دعا خالص نبوده اید ، و هدف شما از دعا فقط تعجیل ظهور نبوده است ، به عباراتی شما خالصانه و فقط برای تعجیل ظهور دعا نکرده اید و هدف این بوده که دعا برای ایشان بهانه ایی برای رفع گرفتاری های خودتان باشد ، و چه بسا اینکه با حل مشکلات شما ، این دعاها خاتمه یابد و یا دستکم کمرنگ شود و این دلیل نبود خلوص در دعا است.

البته بسیاری هستند که با وجود عدم خلوص باز گرفتاری هایشان مرتفع می شود و این فقط دلیلش رحمت خدا و خلیفه او (عج) است. پس بیایید مه برای خود ، بلکه فقط برای مهدی (عج) و تعجیل فرج او دعا کنیم.

منبع : کتاب صحیفه مهدیه


سایت مناجات


 
یکشنبه 23 تیر ماه سال 1387
ولادت امام جوادالائمه علیه السلام

ولادت امام جوادالائمه علیه السلام

قال امام محمد تقى علیه السلام
�تَوَسَّدِ الصَّبْرَ وَ أَعْتَنِقِ الْفَقْرَ وَ ارْفَضِ الشَّهَواتِ وَ خالِفِ الْهَوى وَ اعْلَمْ أَنَّکَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَیْنِ اللّهِ فَانْظُرْ کَیْفَ تَکُونُ.�
صبر را بالش کن، و فقر را در آغوش گیر، و شهوات را ترک کن، و با هواى نفس مخالفت کن و بدان که از دیده خدا پنهان نیستى، پس بنگر که چگونه اى

ابوجعفر محمد بن علی نهمین امام از امامان دوازده گانه شیعیان و یازدهمین معصوم از چهارده معصوم است. مشهورترین لقبهای آن حضرت جواد (بخشنده) و تقی (پرهیزگار) است. پدرش امام رضا (ع) و مادرش سبیکه یا  ریحانه یا دره از مردم نوبی (شمال سودان) است. در سال 195 هـ.ق در مدینه به دنیا آمد و در سال 220 هـ.ق در بغداد وفات یافت. مرقد آن حضرت در کاظمین کنار مرقد امام موسی کاظم (ع) قرار دارد.

دوران امامت

امام جواد (ع) در سال 203 هـ.ق پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگی، به امامت رسید دوران هفده ساله امامت او با حکومت مامون و معتصم، خلفای عباسی، همزمان بود. هنگامی که امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدینه به توس رفت. اما جواد (ع) که کودک بود، مانند دیگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدینه ماند و در سال 202 هـ.ق برای دیدار پدر به مرو رفت و سپس به مدینه بازگشت.

 

 امام در بغداد

پس از شهادت امام رضا (ع) مامون به بغداد رفت او که از کمالات علمی و معنوی امام جواد (ع) آگاه بود ایشان را از مدینه به بغداد دعوت کرد. اما دولتمردان حکومت عباسی و اطرافیان مامون از این اقدام ناخشنود بودند، به ویژه آنکه مامون تصمیم داشت دختر خود، ام الفضل، را به همسری امام جواد (ع) در آورد. مامون برای آنکه آنها را از مقام علمی و فضل آن حضرت آگاه کند، در بغداد مجلس بحثی، میان او و دانشمندان بزرگ آن روزگار، ترتیب داد. دراین مجلس، امام به پرسشهای علما پاسخ گفت و میزان دانش و هوش وی بر آنان آشکار شد. پس از آن مامون دختر خود را به همسری امام درآورد.

سفر حج

امام جواد (ع) پس از چندی به سفر حج رفت و از آنجا به مدینه بازگشت، و پایان خلافت مامون در آن شهر ساکن بود. پس از مرگ مامون به دستور معتصم عباسی، در سال 220 هـ.ق، به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد رفت و بنابر بعضی روایتها به دستور معتصم مسموم شد و به شهادت رسید.

امام جواد (ع) را همه مسلمانان عالمی بزرگ می دانستند. ایشان انسانی بردبار، نیکو سخن، عابد و بسیار باهوش بود. حدیثهای بسیاری از آن امام، در کتابهای حدیث، از جمله عیون اخبار الرضا، تحف العقول، مناقب، بحارالانوار و ........ نقل شده است.

 

        نیاز مؤمن به سه چیز
�أَلْمُؤْمِنُ یَحْتاجُ إِلى تَوْفیق مِنَ اللّهِ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ یَنْصَحُهُ.�:
 مؤمن نیاز دارد به توفیقى از جانب خدا، و به پندگویى از سوى خودش، و به پذیرش از کسى که او را نصیحت کند.

حرکت فرهنگی و سیاسی امام جواد (ع)

نضج گیری نحله ها و فرقه های گوناگون در عصر امام جواد(ع) ، فرایند عوامل گوناگونی چون گسترش جهان اسلام و ورود اعتقادات و باورهای مذاهب و ادیان دیگر ، ترجمه آثار فلاسفه یونان و درگیریها جناح بندیها و بلوک بندی قدرت بود .
امام جواد (ع) همانند پدر بزرگوارشان در دو جبههُ سیاست و فکر و فرهنگ قرار داشت .موضعگیرها و شبهه افکنی های فرقه هایی چون زیدیه ، واقفیه ، غلات مجسمه، امام را بر آن داشت تا در حوزه فرهنگ تشیع در برابر آنان موضعی شفاف اتخاذ کند .
امام در موضعگیری در برابر فرقه زیدیه که امامت را پس از علی بن حسین زین العابدین (ع) از آن زید می پندارند .. در تفسیر آیه " وجوه یومئذ خاشعة عاملة ناصبة " آنها را در ردیف ناصبی ها خواندند. رجال کشی ،ص 319 - مسند الامام جواد (ع)، ص 150
حضرت در برابر فرقه واقفیه که قائل به غیبت امام موسی کاظم(ع) بوده و بدین بهانه وجوهات بسیاری را مصادره کرده بودند . آنان را نیز مصداق آیه " وجوه یومئذ خاشعة عاملة ناصبة " به شمار آورده و در بیانی فرمودند : شیعیان نباید پشت سر آنها نماز بخوانند. رجال کشی ،ص391 - مسند عطاردی ، ص 150
حضرت در برابر غلات زمان خویش به رهبری ابوالخطاب که حضرت علی(ع) را تا مرز الوهیت و ربوبیت بالا برده بودند، فرمودند : لعنت خدا بر ابوالخطاب و اصحاب او و کسانی که درباره لعن او توقف کرده یا تردید کنند. رجال کشی ،ص 444
موضعگیری تند حضرت درباره این فرقه تا بدانجا بود که حضرت در روایتی به اسحاق انباری می فرمایند: " ابوالمهری و ابن ابی الرزقاء به هر طریقی باید کشته شوند
".  مسندالامام جواد ، ص298
حضرت در برابر فرقه مجسمه که برداشتهای غلط آنان ازآیاتی چون " یدالله فوق ایدیهم "
و " ان الله علی العرش استوی " خداوند سبحان را جسم می پنداشتند، فرمودند: " شیعیان نباید پشت سر کسی که خدا را جسم می پندارد نماز گذارده و به او زکات بپردازند. تهذیب،ج3،ص283
فرقه کلامی معتزله که پس از به قدرت رسیدن عباسیون به میدان آمد و در سده نخست خلافت عباسی به اوج خود رسید یکی دیگر از جریانهای فکری و کلامی عصر امام جواد (ع) است .موضعگیری حضرت امام جواد (ع) چون پدر بزرگوارشان در این برهه و در مقابل این جریان کلامی از جایگاه ویژه ای برخوردار است تا آنجا که مناظرات حضرت جواد(ع) با یحیی بن اکثم که از بزرگترین فقهای این دوره به شمار می رفت ، را می توان رویارویی تفکر ناب تشیع با منادیان معتزله به تحلیل نهاد که همواره پیروزی باامام جواد (ع) بوده است . 

امام جواد (ع) در راستای بسط و گسترش فرهنگ ناب تشیع کارگزاران و وکلایی در مناطق گوناگون و قلمرو بزرگ عباسیان تعیین و یا اعزام نمود . به گونه ای که امام در مناطقی چون اهواز ، همدان ، ری ، سیستان ، بغداد ، واسط ، سبط ، بصره و نیز مناطق شیعه نشینی چون کوفه و قم دارای وکلایی کارآمد بود .
امام جواد (ع) در راستای نفوذ نیروهای شیعی در ساختار حکومتی بنی عباس برای یاری شیعیان در مناطق گوناگون به افرادی چون" احمد بن حمزه قمی "اجازه پذیرفتن مناصب دولتی داد، تا جایی که افرادی چون " نوح بن دراج " که چندی قاضی بغداد و سپس قاضی کوفه بود، از یاران حضرت(ع) به شمار می رفتند کسانی از بزرگان و ثقات شیعه چون محمد بن اسماعیل بن بزیع ( نیشابوری ) که از وزرای خلفای عباسی به شمار می رفت به گونه ای با حضرت در ارتباط بودند که وی از حضرت جواد (ع) پیراهنی درخواست کرد که به هنگام مرگ به جای کفن بپوشد و حضرت خواست او را اجابت و برای وی پیراهن خویش را فرستاد .
حرکت امام جواد (ع) در چینش نیروهای فکری و سیاسی، خود حرکتی کاملاً محرمانه بود، تا جایی که وقتی به ابراهیم بن محمد نامه می نویسد به او امر می کند که تا وقتی " یحیی بن ابی عمران" ( از اصحاب حضرت ) زنده است نامه را نگشاید . پس از چند سال که یحیی از دنیا می رود ابراهیم بن محمد نامه را می گشاید که حضرت در آن به او خطاب کرده : مسئولیتها و کارهایی که به عهده ( یحیی بن ابی عمران ) بوده از این پس بر عهده توست . بحارالانوار، ج 50،ص 37
این نشانگر آن است که حضرت در جو اختناق حکومت بنی عباس مواظبت و عنایت داشت، تا کسی از جانشینی نمایندگان وی اطلاعی حاصل ننماید.
دوران دشوار امام جواد (ع) در نقش و تبلیغ شیعی را باید در هم عصر بودن وی با دو خلیفه عباسی نگریست خصوصا مامون عباسی که به گفته ابن ندیم "اعلم تر از همه خلفا نسبت به فقه وکلام بوده است. " 
دوران هفده ساله امامت حضرت جواد (ع) همزمان با دو خلیفه بنی عباسی مامون و معتصم بود ، 15 سال در دوره مامون -ازسال 203 ق سال شهادت حضرت رضا (ع) تا مرگ مامون در 218 - و دو سال در دوره معتصم - (سال مرگ ما مون 218 تا 220)
شرایط دوره 15 ساله نخست حضرت درست همان شرایط پدر بزرگوارش بود که در مقابل زیرکترین و عالم ترین خلیفه عباسی قرار داشت .
مامون که در سال 204 هجری وارد بغداد شد امام جواد (ع) را که بنا بر برخی از روایات سن مبارکشان در این دوران10 سال بیش نبود از مدینه به بغداد فرا خواند و سیاست پیشین خویش را در محدود ساختن امام رضا (ع) در خصوص امام جواد (ع) نیز استمرار داد .
ترس از علویان و محبت اهل بیت در دل مسلمانان از یک سو و متهم بودن وی در به شهادت رساندن امام رضا (ع) در جهان اسلام از سوی دیگر، وی را بر آن داشت تا با به تزویج در آوردن دختر خویش ام الفضل، ضمن تبرئه خویش و استمرار حرکت عوامفریبانه در دوست داشتن اهل بیت، پایه های حکومت خویش را مستحکم سازد .
این حرکت مامون چون سپردن ولایتعهدی به امام رضا (ع) 9 مورد اعتراض بزرگان بنی عباس قرار گرفت اما مشاهده علم و درایت حضرت جواد(ع) در همان سن آنانرا به قبول این ازدواج ترغیب ساخت. امام جواد (ع) شرایط خود را همان شرایط پدر خویش دید، از اینرو با پذیرش ازدواج با ام الفضل نقشه پلید مامون در به قتل رساندن وی و شیعیان را از صفحه ذهن مامون زدود.
حضرت(ع) که به خوبی از سیاستها و نقشه های مامون در بهره برداری از جایگاه دینی و اجتماعی خود باخبر بود، پس از ازدواج اقامت در بغداد را رد و به مدینه بازگشت و تا سال شهادت خویش در آنجا مقیم شد .
نامه های ام الفضل به پدر خویش مبنی بر عدم توجه امام جواد (ع) به وی، بیانگر اجباری بودن ازدواج وی با ام الفضل و نداشتن فرزندی از ام الفضل از امام جواد (ع) پرده از هوشمندی امام (ع) برمی دارد؛ چون که مامون بر آن بود تا با به دنیا آمدن فرزندی از ام الفضل وی را به عنوان یکی از فرزندان رسول خدا (ص) در بین شیعیان، محور حرکتهای آینده خود و بنی عباس قرار دهد. مامون در سال 218 ه .ق در مسیر حرکت به سوی جنگ تا روم درگذشت . علی رغم تمایل سپاه و سران بنی عباس به خلافت عباس فرزند مامون ، عباس بنا بر وصیت پدر با عمویش ابو اسحاق معتصم بیعت کرد .
معتصم هشتمین خلیفه عباسی پس از ورود به بغداد، امام جواد(ع) را از مدینه به بغداد فرا خواند .
حضرت در سال 218 پس از معرفی امام هادی(ع) به جانشینی خود به همراه ام الفضل به بغداد رفت .
در این سفر حضرت با شخصیتی متفاوت از مامون روبرو شد ، شخصیتی با روحیه نظامی گری و فاقد بینش علمی . معتصم که مایه های حیله گری و عوامفریبی های مامون را در خود نداشت ، موضعگیری متضاد با اهل بیت خود را در بین مردم آشکار ساخت .
امام علیه السلام در دو سال آخر عمر خویش تحت نظارت شدیدتر دستگاه امنیتی و نظامی معتصم قرار گرفت. 
از اینرو شرایط امام جواد به گونه ای شد که حضرت توسط معجزات و کرامات و شرکت در جلسات علمی ، امامت خود را به دیگران به اثبات می رساند .
امام جواد (ع) در طول زندگی پربار اما کوتاه خویش بر آن بود تا ارتباط با مردم را حتی در سخت ترین شرایط حفظ کند و با بذل و بخشش به فقرا و مساکین کرامت اهل بیت را به اثبات رساند. وی این سیره خویش را به امر پدر بزرگوارش آغاز و به انجام رساند . امام رضا (ع) در یکی از نامه های خود به حضرت جواد (ع) می نویسد :
" به من خبر رسیده است که ملازمان تو ، هنگامی که سوار می شوی از روی بخل تو را از در کوچک بیرون می برند تا از تو خیری به کسی نرسد تو را به حق خودم بر تو، سوگند می دهم که از درب بزرگ بیرون آیی و به همراه خود زر و سیم داشته باش تا به نیازمندان و محتاجان عطا کنی. "
و این آغاز یک حرکت مردمی ، معنوی و انسانی بود که به استحکام پایگاه مردمی حضرت منجر شد و دستگاه بنی عباس را از نام " جواد " به معنای بخشنده به هراس وا داشت .


 
دوشنبه 10 تیر ماه سال 1387
دعا به جهت بچه دار شدن

عبداللّه بن عباس روایت کند از رسول خدا صلى اللّه علیه و آله که فرمودند جبرئیل گفت : یا رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله بدان خدایى که تو را براستى به خلق فرستاد اگر کسى را فرزند نباشد این دعا را بنویسد و بشوید و بخورد از آب آن حق تعالى اولاد صالح به او کرامت فرماید و هر که درد اندام باشد و بلغم و ناسور یا درد و بوى بد دهان و زکام و درد قولنج و درد سر و زهر مار و عقرب ، این دعا او را نگاه دارد و به مراد خود برسد (ان شاء اللّه ).

بسم اللّه الرحمن الرحیم
اعوذ بکلمات اللّه التامات کلها من شر کل شیطان و من شر السامه و من کل عین لامه و ان یکاد الذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعو الذکر و یقولون انه لمجنون و ما هو الا ذکر للعالمین کیعص حمعسق اها شراهت اذونى اصاوث آل شداى بحق لا اله الا اللّه محمد رسول اللّه بسم اللّه الشافى بسم اللّه الکافى بسم اللّه المعافى بسم اللّه الذى لایضر مع اسمه شى ء فى الارض و لا فى السماء و هو السمیع العلیم ان یشاء یسکن فیظللن رواکد على ظهره ان فى ذلک لایات لکل صبار شکور انهم یکیدون کیدا و اکید کیدا فمهل الکافرین امهلهم رویدا الریح و اللّه ورائهم محیط بل هو قرآن مجید فى لوح محفوظ بسم اللّه الرحمن الرحیم قل اعوذ برب الفلق من شر ما خلق و من شر غاسق اذا وقب و من شر النفاثات فى العقد و من شر حاسد اذا حسد بسم اللّه الرحمن الرحیم قل اعوذ برب الناس ملک الناس اله الناس من شر الوسواس الخناس الذى یوسوس فى صدور الناس من الجنه و الناس یرید اللّه ان یخفف عنکم و خلق الانسان ضیعفا و صل على محمد و آله اجمعین الان خفف اللّه عنکم و علم ان فیکم ضعفا و صل على نبینا محمد و آله اجمعین ذلک تخفیف من ربکم و رحمه و صلى اللّه على خیر خلقه محمد و آله اجمعین .


 
دوشنبه 10 تیر ماه سال 1387
چشم ...

دعا جهت زیاد شدن نور چشم
جهت روشنى و زیادتى دید چشم بعد از شستن دست پس از نهار و شام دست خود را به چشم مالیده بخواند:

الحمدللّه المحسن المنعم المعضل المجمل .

دعا به جهت رفع چشم درد
به کرات تجربه شده است که این کلمات را نوشته و بر چشم درد ببندد بزودى خوب خواهد شد و شفا یابد.

یا بصیرا بلا حدقه احفظ حدقتى بحق حدقتى على بن ابیطالب اعیذ نور بصرى بنور اللّه الذى لا یطفا.

دعای دیگر به جهت خوب شدن درد چشم
در امالى شیخ مفید از ابن قولویه با سند معتبر از حضرت صادق علیه السلام که پدر محمد جعقى در خدمت آن حضرت از چشم درد شکایت کرد آن حضرت فرمود: آیا تعلیم کنم تو را دعایى که کفایت نماید به مهمات دنیوى و اخروى و مرض چشم تو. عرض کرد: بلى یابن رسول اللّه . فرمود: بگو بعد از نماز صبح و نماز مغرب .

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَنْ تُصَلِىَّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَجْعَلَ النُّورَ فى بَصَرى وَالْبَصیرَةَ فى دینىَالْیَقینَ فى

قَلْبى وَالاِْ خْلاصَ فى عَمَلى وَالسَّلامَةَ فى نَفْسى وَالسَّعَةَ فى رِزْقى وَالشُکْرَ لَکَ اَبَدا ما اَبْقَیْتَنى و صلى اللّه على سیدنا محمد النبى

و آله و سلم تسلیما.

ادامه مطلب ...

 
جمعه 22 تیر ماه سال 1386
گنجینه

                                                              دعای حضرت امام سجاد هنگام طلب عفو و گذشت

بار الها ،ای آنکه رحمتش فریاد رس گنه کاران است ،و ای آنکه درماندگان به یاد احسانش پناه می برند ، و ای آنکه خطا کاران از ترسش با آه و ناله می گریند، ای آرام دل هر وحشت زدهء سر گردان ،و ای گشایش دهندهء هر غمدیده ء دل شکسته ء و ای پناه دهنده ء هر ناکام بی پناه ، و ای یاور هر محتاج رانده شده از درها ، تویی که علم و رحمتت همه چیز را فرام گرفته ، وتویی که برای هر آفریده در نعمتهایت سهمی قرار داده ای ،و تویی که عفو و بخشایشت از کیفرت والاتر است ، و تویی که مهرت بر غضبت پبشی می گیرد ، و تویی که جود و عطایت بیش از منع و حرمانت است . و تویی که همه خلایق را از رحمت واسعه خود وسعت عطا کردی و به تمام خاق عالم حظ و بهره کامل بخشیدی ، و تویی که در برابر عطا و بخشش خود پاداش نمی خواهی ، و تویی که در مجازات معصیت کاران زیاده روی نمی کنی .

ومن ، ای خدابندهء توام که چون او را به دعا فرمان دادی ، لبیک و سعدیک گفت ، من اینک پروردگارا در پیشگاهت به خاک افتاده ام ، منم که بار گناهان پشتم را گران کرده ، و منم که عمرم در گناه فانی گشت ، و منم که از روی نادانی تو را معصیت کرده در صورتیکه سزاوار نافرمانیم نبودی ،حال ای خدای من آیا به کسی که تو را بخواند ترحم می نمایی؟ تا در دعا بکوشم ، و یا هر که به درگاهت می گرید می آموزی ؟ یا هر کس را که از روی توکل از فقر خویش تنها به تو شکایت برد بی نیاز می کنی ؟ بار الها آن کس را که جز تو صاحب کرمی در عالم نمی شناسد نومید مگردان ،و کسی را که به احدی به غیر تو بی نیاز نمی شود ذلیل و خوار مگردان ،بار الها بر محمد و آل محمد درود فرست ،و مرا مشمول رحمتت نما و تویی که خود را به عفو و بخشش ستوده ای مرا هم شامل عفو و بخششت بفرما .

ای خدا من تو ریزش اشک چشمم را از ترست ، و تپش قلبم را از خوفت ،و لرزش دست و پایم را از هیبتت می بینی ،همه اینها نشانه شرمساریم نسبت بتو از زشتی کاریم می باشد و بدین جهت صدایم از ناله خاموش شده ، و زبانم از راز و زشتیهای مرا که پنهان ساختی و مرا رسوا ننمودی ، و چه بسیار عیب و جهل ها که از من سر زده و پرده آن را بر من ندریدی و ننگ آن را چون طوق بر گردنم نیفکندی ، و زشتی هایش را بر همسایگان کنجکاو و عیب جو – و آنانکه نسبت به نعمتهایی که به من ارزانی فرمودی حسد می ورزند – آشکار نساختی ، باز هم این همه لطف و عنایت مرا از دنبال کردن بدیهایی که از من سراغ داری باز نداشت ، پس چه کسی از من دورتر است ؟ در حالی  که نعمتهایت را در مسیر معصیت و نافرمانی مصرف میکنم ، و چه کسی بیش از من به منجلاب باطل فرو رفته ، و بر من در اقدام به زشتی پیشی گرفته با این که هنگام توقف بر سر دو راهی دعوت تو و دعوت شیطان ، ولی از دعوت شیطان با چشم باز و علی" رغم شناختی که از او دارم ، و اغوایش را فراموش نکرده ام ، پیروی می کنم .در حالیکه یقین دارم که پایان دعوت تو بسوی بهشت و پایان دعوت او بسوی دوزخ است ، پاک و منزهی تو ،چه شگفت انگیزتر است گواهی من علیه خودم و کارهای پنهانیم را که بر می شمرم ، و شگفت انگیزتر از آن بردباری تو نسبت به من که در عقاب و کیفر گناهم تعجیل نمی فرمائی و این نه بخاطر گرامی بودنم نزد تست ،بلکه بجهت مدارا و تفضلت می باشد شاید که از نافرمانی خشم برانگیز تو باز ایستم ،و دست از زشتیهای خوار کننده بردارم ،و بدین جهت است که عفو و تجاوزت از مجازاتم نزدت محبوبتر است ،بارالها ،کثرت کناهانم ،و قبائح اعمالم ،و زشتی کردارم ، و بهنگام معصیت گستاخی و تهورم ،و در کارهای باطل قوت و نشاطم ،و در طاعت سستی و ناتوانیم ،و نسبت به وعده های قهر آمیزت بی توجهی و بی اعتنائیم – تمام این عیبها و نقصهایم – بیش ار آن است که بتوان آنها را شمورد و از حد احصا خارج است ،بلکه بدینوسیله فقط خویشتن را سرزنش و ملامت می کنم به طمع رافت و عطوفتت که اصلاح امر گنهکاران موقوف بر آن است و به امید لطف و مرحمتت که بخشودگی خطا کاران بسته بدان است. بارالها این کردن من است که گناهها آنرا اسیر کرده پس بر محمد و آل محمد درود فرست و به عفو خود آن را آزاد ساز،و این پشت من است که از بار سنگین خطا خم گشته ،پس بر محمد و آل محمد درود فرست و با کرامت آنرا سبک فرما ،ای خدای من اگر آنچنان بگریم که مژگانم همه فرو ریزد و چنان ناله و فریاد زنم که صدایم قطع شود ،و آن قدر در طاعتت بپا بایستم که قدمهایم متلاشی گردد،و چندان حضورت به رکوع روم که ستون فقرات کمرم درهم بشکند ، و چندان حضورت به سجده درافتم تا آنکه چشمانم از حدقه بیرون افتد ،غذایم همه عمر خاک زمین و شربتم همه روزگار آب خاکستر باشد ،و در خلال این احوال پیوسته به ذکر تو مشغول باشم ،تا آنکه زبانم از ذکر و گفتار فرو ماند ،و بعد از این از شرم و حیای نافرمانی تو به اطراف آسمان سر بلند نکنم – هنوز ابدا مستحق محوحتی یکی از گناهانم نخواهم شد ،و اگر در آن هنگام مستوجب آمرزشت شوم مرا بیامرزی ،و در آن زمان که مستحق عفو تو گردم از من در گذری ، پس آن آموزش و گذشت را از جهت استحقاق و شایستگی سزاوار نشده ام ،چون کیفر من در نخستین بار که معصیت نمودم دوزخ بود ،بنا بر این اگر دچار عذابم کنی درباره ام ستم ننموده ای ، بارالها اکنون که بر من پرده پوشی فرمودی و رسوایم نکردی ، و با کرم خویش با من مدارا کرده وشتاب نفرمودی ،و به تفضل خود با من بردباربودی و نعمتت را از من نگرداندی ، و احسانت را بر من تیره نکردی ،پس به فزونی عجز و لابه ام و شدت بیچاره گیم و تیره روزیم رحم کن،بارالها بر محمد و الش درود فرست و مرا از نافرمانیها باز دار، و به طاعت گمار، و حسن تضرع روزیم فرما ، و به توبه پاکم ساز، و با نگهداری خود تاییدم کم ،وبه عافیت روبراهم فرما، و شیرینی آمرزش را به من بچشان ،و مرا رها شده عفو و آزاد گشته رحمت خویش قرار ده ، و برات ایمنی از خشم خود برایم بنویس ، و مژده آنرا هم اکنون ،نه در آینده ، به من عنایت فرما ، چنان مژده ای که آنرا بشناسم ، و در آن نشانه ای برایم بگذار که بروشنی و وضوح آن را بیابم ، و چنین کاری در مقابل عظمتت دشوار نیست ،و این در خواست تو را به تنگ نمی آورد ، و در مقابل فیضها و نعمتهای فراوانت که آیات و نشانه های تو بر آن دلات دارند دشوار نیست ، همانا هر چه مشیت بدان تعلق گیرد انجام می دهی و هر چه بخواهی مقرر می فرمایی ،که بر همه چیز توانایی.       


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 21779


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها